صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
183
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
حركت كرديم و در آنجا هفتاد و سه مرد و دو زن به نام : نسيبه دختر كعب ( ام عماره ) از بنى مازن پسر نجار و اسماى دختر عمرو ( ام منيع ) از بنى سلمه ، گرد آمديم و منتظر آمدن پيامبر بوديم كه با عمويش ، عباس عبد المطلب بيامد . عباس هنوز مسلمان نشده بود ؛ ولى پيامبر را دوست مىداشت و مورد اعتماد او بود و [ در آن جلسهء با بركت ] ، اول عباس حرف زد . « 1 » ( 1 ) آغاز گفتگو و تشريح اهمّيّت مسئوليّت پس از آماده شدن مجلس ، براى تحكيم و پايدارى پيمان دينى و نظامى سخن آغاز گرديد و اولين سخنگو عباس ، عموى پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بود كه با صراحت تمام و بىپروا اهميت مسئوليتى كه انصار عهدهدار آن خواهند شد ؛ تشريح نمود و گفت : « اى قوم خزرج ! اى اوس ! - عرب معمولا انصار را خزرج و اوس خطاب مىكردند - مىدانيد كه محمد در هر جا كه باشد ، از ماست و منزلتش معلوم و در ميان شهر و نزد خويشاوندانش عزيز ، و ارجمند و مورد حمايت است ؛ اما به شما علاقه دارد و مىخواهد پيش شما بيايد . حال اگر به پيمان خود وفادار مىمانيد و از او حمايت مىكنيد و عليه مخالفانش بپامىخيزيد ، اين شما و آن چه كه بدان پايبند هستيد و اگر پس از بردنش به مدينه كارها را به او وامىگذاريد و تك و تنها رهايش مىكنيد ؛ هم اكنون او را ترك نماييد ؛ زيرا در ميان شهر خود و خويشاوندانش از عزّت و حمايت برخوردار است . كعب - عليه السّلام - در جواب عباس - عليه السّلام - مىگويد : آن چه كه گفتى شنيديم و دريافت نموديم . اى پيامبر ! حرف بزن و آن چه را براى خود و پروردگارت ، دوست مىدارى برگزين . « 2 » ( 2 ) جواب كعب بر عزم راسخ ، تصميم قاطع ، دلاورى ، ايمان و اخلاص در برابر پذيرش اين مسئوليت بزرگ و فرجام ارزندهء آن دلالت مىكند . پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - نيز ، سخن گفت و بدين سان بيعت پايان يافت .
--> ( 1 ) - ابن هشام . ( 2 ) - ابن هشام .